السيد الخميني
254
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
كرد ! پاسبان . . . [ خندهء حضار ] هيچ در ذهن مردم وارد نمىشد با پاسبان بشود يك مخالفتى كرد ؛ همه حساب مىبردند . يك پاسبان مىآمد سرتاسر بازار تهران ، بازار قم ، بازار شيراز ، و امر مىكرد به اينكه ببنديد ، [ چه ] بكنيد ، بيرق بزنيد ، بيرق مىزدند ؛ چراغانى بكنيد ، چراغانى مىكردند . حالا قضيه اين [ است ] كه به حكومت نظامى و سرنيزه و حكومت شاه و حكومت كذا ابداً مردم ديگر اعتنا نمىكنند ! ما حكومت نظاميهاى سابق را ديديم : حكومت نظامى سابق همين كه مىگفتند فلان جا حكومت نظامى است ، قرق مىشد ؛ ديگر جرأت اينكه كسى مخالفت با حكومت نظامى بكند - با پاسبان - نمىكردند ! با حكومت نظامى . . . الآن شما ملاحظه مىكنيد كه حكومت نظامى در چند شهر ايران هست و هيچ كدام اعتنا نمىكنند مىريزند بيرون و فرياد ؛ و آنها هم از اينكه حالا ديگر تعرض شديد بكنند ، يكقدرى عقبنشينى كردهاند ، زياد عقبنشينى كردهاند . شاهنشاهى ، كثيفترين رژيمهاى دنيا اين وضع ملت ماست . مقايسه بايد كرد بين اين ملت ، قبل از اين نهضت و حالا ؛ مقايسهء سى سال پيش از اين با حالا كه ملت ما تا چه حدود رشد سياسى كرده ؛ رشد دينى ، سياسى - دينى . آن وقت به آن وضع بود كه براى هيچ امرى دخالت براى خودش قائل نبود ، كه به ما چه ربط دارد ؟ مملكتِ خود شخص [ شاه ] است ! اين اصلًا حرفى است رايج [ كه ] مملكت خودش است دارد ادارهاش مىكند و هر كار مىخواهد ! ملت از خودش است ، همه از خودش هستند ، حالا از خودش هر كارى خواست مىكند ! اين يك منطقى [ بود ] بين تودهء مردم الّا بعضيش - خيلى نادر كه آن هم حرف نمىتوانستند بزنند منطقشان اين نبود اما نمىتوانستند بگويند . تودهء مردم منطقشان اين بود كه شاه است . . . مملكتش است ، رعيتش هستند ! اين منطق بود ! بايد همهتان يادتان باشد در بيست سال ، سى سال پيش از اين ، مسأله اين طور بود كه منطق تودهء ملت مستضعف ما به واسطهء خو كردن بر اين قلدريها و ديكتاتوريه ، [ دائماً ] توسرى زدند و اينها عادت كردند به توسرى خوردن ! ملتى چند سال ، 2500 سال ، 2500 سال ملتى زير لگد اينها بوده ، ملتى كه 2500 سال زير اين پرچم كثيف بوده - شاهنشاهى كثيف ترين رژيمهاى دنيا و اشخاص